سيد علاء الدين محمد گلستانه

231

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله آمده ، سلام كردند . حضرت ، ردّ سلام بر ايشان فرمود . گفتند « 1 » : يا رسول اللَّه ! ما را به تو « 2 » حاجتى هست . فرمود : حاجت خود را بگوييد . گفتند : حاجتى عظيم است . فرمود : بگوييد كه آن كدام است ؟ گفتند : حاجت ما آن است كه ضامن شوى كه خداى تعالى « 3 » ، ما را به بهشت بَرَد . حضرت ، سر به زير انداخت و چنانچه عادت متفكّران است ، چيزى برزمين مىزد . بعد از آن ، سر برداشت و فرمود : ضامن مىشوم ، به شرط آن كه از هيچ كس ، چيزى سؤال نكنيد . بعد از آن ، طريقهء آن جماعت ، آن بود كه هر گاه يكى از ايشان در سفرى بود و تازيانه از دستش مىافتاد ، راضى نمىشد كه به كسى بگويد : « تازيانه را به من ده » ، از براى آن كه سؤال نكرده باشد ، و خود پايين مىآمد و بر مىداشت . و بر سرِ سفره ، هرگاه نشسته بودند و يكى از همنشينان به آب نزديك‌تر بودند ، به او نمىگفت كه : « كوزهء آب را به من ده » ، و خود برمىخاست و آب مىخورد . « 4 » مجملًا ، نسبت به حال اكثر مردم ، ظاهراً تركْ لازم يا راجح باشد . واللَّه تعالى يعلم ! [ مذمّت بخل ] همچنانچه افراط در خرج ، قبيح و مذموم است ، امساك و بخل ، تيرِ مذموم است و از احاديث سابقه كه متضمّن ميانه‌روى بود ، اين معنى ظاهر شد . و احاديث در فضل جود و اطعام و صِلهء اخوان و فقرا و مذمّت بخل ، بسيار است ، و از آن جمله ، قليلى مذكور مىشود : روايت نموده است محمّد بن يعقوب كلينى رضى الله عنه از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام كه در تفسير قول الهى : « كَذلِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَيْهِمْ » ؛ « 5 » يعنى : « همچنين مىنمايد خداى تعالى ، اعمال آن جماعت را حسرتى چند بر ايشان » ، فرمود كه : آن حسرت ، آن است كه مردى مال خود را نگاه دارد و از جهت بخل ، در راه طاعت الهى صرف نكند ، و بعد از آن بميرد و آن را بگذارد از براى كسى كه آن را در طاعت الهى يا در معصيت الهى صرف نمايد . پس اگر در طاعت الهى صرف كند ، آن را در ميزان ، عمل ديگرى خواهد ديد و موجب حسرت او خواهد بود ؛ زيرا كه آن مال ، در تصرّف او بود و مىتوانست كه در مصرف طاعتْ صرف كند و نكرد ، و اگر آن شخص ، آن مال را در معصيتْ صرف كرده باشد ، گذاشتن مال از براى او ، باعث قوّت او شده خواهد بود در

--> ( 1 ) . ب : « عرض كردند » . ( 2 ) . ب : « شما » . ( 3 ) . ب : « خداوند عالم » . ( 4 ) . الكافى ، ج 4 ، ص 21 ، ح 5 . ( 5 ) . سورهء بقره ، آيهء 167 .